چوکی و یا مصالح ملی و قومی ؟
براستی ائتلاف های سیاسی در افغانستان بر چه مبنایی استوار است و چقدر می توان به استحکام این کنار آمدن ها در آینده مطمئن بود؟
به هر اندازه که به انتخابات نزدیک می شویم به همان میزان تب و تاب انتخابات هم بالا رفته و اتحاد و ائتلاف های عجیب غریب را شاهد هستیم .
البته ائتلاف تنها نیست در این میان وقتی پای چوکی و... در میان می آید بسیاری از این ائتلاف قبلی تبدیل به اختلاف گشته وائتلاف جدیدی شکل می گیرد که نمونه بارز آن جبهه ی ملی را می توان نام برد . 
قرار گرفتن جنرال فهیم در سمت معاون اول کرزی ، یکی از اتفاقات انتخاباتی است که می شود از آن نام برد با پیوستن ایشان به این مقام راه را برای گرفتن کرسی توسط کرسی خواب دیده گان باز شده تا آنهای که خواب کرسی مناسب را در سر دارند بتوانند از این روش استفاده کنند
کرزی با تجربه چندین ساله ای که در این نوع از دیپلماسی دارند دیگر آوردن جنرال و پهلوان کاری چندان سخت به نظرش نمی آید مخصوصا اینکه پای چوکی مناسب چند روزه هم درمیان باشد . گور پدر منافع ملی و قومی . کی تا حالا به فکرش بوده که دومش اینها باشد .
البته این ائتلاف اگر بتواند حزب وحدت را یکی کند و جناب اقای خلیلی و محقق را به پای میز مذاکره بنشاند باید این ائتلاف را به فال نیک گرفت . ولی تجربه نشان داده است آن که تعین کننده است چوکی برای جنابان است نه چیز دیگر . با این وصف اتحاد خواب و خیالی بیش نخواهد بود .
آزموده را آزمودن خطا است
چیزی که ناظران و تحلیل گران سیاسی را سرگردان کرده -آزمودن آزموده های خطا - است آنهای که دیروز از کابینه رانده و از دولت مانده بود و تجربه دیروز از از یاد شان رفته امروز دوباره خود را به چنگال آن ها داده یکی از رخداد هایی است که ناظران را شگفت زده کرده است .
در این میان این سوال که به ذهن می آید این است که براستی این ائتلاف ها چه مبنایی دارد ؟ باید پای چه چیزی در میان باشد که این مقدار صف های سیاسی را بهم ریخته است ؟ چوکی و یا مصالح ملی و قومی ؟
در یک نگاه کوتاه به کارنامه و کابینه ریس جمهور می توان به خوبی ناکارایی و ناکارآمدی این رئیس جمهور را مشاهده نمود . 
چیزی که این کابینه در این مدت چند سال مشغول بود تصفیه های قومی از ادارات بود از تغییر دادن تابلو های ادارات گرفته تا تغییر دادن افکار مردم و بر انگیختن آنها علیه یگدیگر و ...
معلوم نیست که افغان ملیتی ها چه خواب دیگری برای این مردم دیده اند که باز هم سری همه چوکی دوستان را در یک کیسه کرده خواب های خوش را برای آنها به تصویر گذاشتند .
مردم بیچاره درست مانند گله گوسفند از این سو به آن سو رانده شده و از هر فرجی خود را مانده تر می بیند واحساس می کند .
بعضی ها با این تحلیل خود را سرگرم کرده که کرزی این دفعه با درایت بیشتر و با تجربه بهتر می تواند گذشته ها را جبران کند و این آقایان که دورش جمع شده به این دلیل است .
اگر این تحلیل را زیر بنای این ائتلاف بدانیم نا پختگی سیاسی آنها را بیش از پیش نما یان می سازد
برای اینکه سیاست های دولت آقای کرزی را نه خود کرزی بلکه افغان ملتیها به رهبری خلیل زاد تعیین می کند ایشان تعین کننده خط مشی افغان ملت ها با همکاری دار دسته شان می باشد کرزی مجری این سیاست چیزی بیش نیست . حالا با افغان ملت ها را در کابینه اقای کرزی بیش از هر کس دیگه آشنای دارید . از کریم خرم گرفته تا و ....
بعضی دیگر برای توجیه و کسب چوکی برای جنابان تحلیل دیگر دارند می گویند :
این ائتلاف انتخابی نبود بلکه ترجیح بین بد و بد تر بود عقل حکم می کند که بین بد و بد تر بد را انتخاب کنیم
ولی عرض ما این است این فرمایش در جایی درست است که گزینه ی نا آزموده ای دیگر وجود نداشته باشد .
با وجود گزینه نا آزموده گزینه آزموده خطا ، خطای دیگر است که از قدیم گفته اند .
چیزی که از اقای محقق باید پرسید این است که شعار ملی و منافع قومی کجا رفت ؟ !!! آقای جنرال مگر همین آقای کرزی نبودند که اکبر بای را در مقابل شما علم کرد تا در خانه تان برای همیشه جا خوش کنید .
با این حال چیزی در این روز گار نا بسامان بیش از هر چیزی بازار دارد تحلیل های رنگا رنگ است که به خورد مردم بیچاره داده می شود باید منتظر ماند تا توجیه های دیگر هم از راه برسند باید دید که خودی این آقایان چه تحلیلی را ارائه خواهند کرد .
از همه بد بخت تر آن کسانی است که با توجیه های غلط و نا درست خود هزاران اشتباه وگناه دیگران را درست جلوه داده و با بهای ناچیز خود را شریک آن همه جور و ستم می نمایند .
قرار بود در این هفته های اخیر پرونده دولت اقای کرزی در مطبوعات به تحلیل بررسی گرفته شود وقتی کرزی متوجه این نکته شد فورا قضیه ی کهنه تصویب شده که یک عمر مردم با آن زندگی کرده را توسط افراد مزدور خودش در میان مردم مطرح و خود شاهد قهقه ی آن نشستند برای اینکه قضیه را یک مقدار جدی تر مطرح کند حمله بر لیسه معرفت را ترتیب دادند تا از این اب گل آلود ماهی بهتری بگیرد .
متاسفانه در این مسئله از روشن فکران ما گرفته تا افراد عادی کوچه بازار گرفتار این بازی شده به جای برسی کارنامه دولت سر گرم قانون بنام احوال شخصیه شدند . قانون که نه تنها مذهب جعفری بلکه مذاهب دیگر بسیار از ما سخت تر به آن پایبند است . ولی با آن هم ذره ای کسی از آنها سخن نگفتن گوی که آنها به این نوع مسایل اصلا آشنایی هم ندارند و این یک پدیده جدید است که فقط مذهب جعفری آن را به تازگی کشف کرده اند .
کار نامه دولت اقای کرزی در این مدت چندین سال و خدمات وی برای مردم افغانستان مخصوصا مناطق مرکزی بسیار کارنامه قابل دفاع است و از جمله گسیل کوچی ها و حمایت دولت از آنها و برگشت دادن بودجه های ولایت های مرکزی توسط والی های خود فروخته شاید دلیل دیگر پیوستن این جنابان به حمایت از دولت کرزی باشد .
و با اب انداختن چندین تن کتاب تاریخی و منابع افغانستان وممنوع شدن کتاب های دینی و تاریخی یکی پس از دیگر را می توان از خدمات اخیر دولت آقای کرزی به حساب آورد .
ما نمی دانم این مردم از دولت اقای کرزی دیگر چه می خواهد که برایش انجام نداند از فساد اداری گرفته تا نا امنی جان و مال و ناموس مردم تا دلت بخواهد وجود دارد. دیگر چه می خواهند اگر انتظار این را داشته باشید که یکروزه شما را به نابودی بکشاند ؟ و یا مثل باداران شان برای فروختن تان به میدان بیاورد ؟ این کار را بمب اتم در هیروشیما هم نتوانستند انجام دهند البته خرید فروش در سطح کلان تر به روش مدرن تر دارید می بینید قبلا دیگران ما را می فروختند اما حالا خود مان در مقابل چوکی خود مان را می فروشیم پس کرزی از بمب اتم که قوی تر نیست .
با این حال انسان به یاد دعا و درد دل دکتر شریعتی می ا فتد که می گوید : 
خدایا
به علمای ما مسؤولیت
و به عوام ما علم
و به دینداران ما دین
وبه مؤمنان ما روشنایی
و به روشنفكران ما ایمان
و به متعصبین ما فهم
و به فهمیدگان ما تعصب
و به زنان ما شعور
و به مردان ما شرف
و به پیران ما آگاهی
و به جوانان ما اصالت
و به اساتید ما عقیده
و به دانشجویان ما نیز عقیده
و به خفتگان ما بیداری
و به بیداران ما اراده
و به نشستگان ما قیام
و به خاموشان ما فریاد
و به نویسندگان ما تعهد
و به هنرمندان ما درد
و به شاعران ما شعور
و به محققان ما هدف و به مبلغان ما حقیقت
و به حسودان ما شكاف و به خودبینان ما انصاف
و به فحاشان ما ادب و به فرقههای ما وحدت
و به مردم ما خودآگاهی
و به همهی ملت ما، همت تصمیم و استعداد فداكاری و شایستگی نجات و عزت ببخش!
دکتر علی شریعتی
ولی دعای ما
خدایا چنان کن سر انجام کار - تو خوشنود باشی و ما رستگار
راستی دوست عزیز نظر شما در این رابطه چیست؟
مدیریت موج سوم
دوستان سلام
در رابطه با این ائتلاف های اخیر نوشته از نویسنده فعال کشور مان جناب اقای هاشم قیام دریافت کرده ایم
قیام عزیز را از روزهای اول آشنای ما با دنیای مجازی می شناسم . نویسنده متعهد دلسوز آشنا با ریز کار مسایل سیاسی تحلیل گر مسایل روز افغانستان واز همه مهم تر درد آشنا ودلسوز نسبت به این مردم و ...
تا آنجای که ما از ایشان اطلاع دارم :
اتمام سطح در دروس حوزه
و اکنون دانشجوی حقوق در موسسه تحصیلات عالی کاتب در کابل می باشد
سابقه ای فعالیت فرهنگی :
شش سال است که در کلید گروپ: رادیو کلید مجله کلید و مجله مرسل به عنوان خبرنگار کار می کند
: البته همزمان گزارشهای تحقیقی هم برای مجله کلید تهیه می کردند
از دو سال به این سو بعد از انتظار در روزنامه هشت صبح با این روزنامه همکار ی دارند
همچنین سه سال با روزنامه ویسا چاپ کابل همکار بوده است
ضمن اینکه مجموعه ای از مقالات ایشان در سال1384 تحت عنوان
پارلمان اشتراک مردم در حکومت - نیز منتشر شده است
پیش از شش سال که به کابل بیام طنز و داستان می نویسد
ایشان وبلاگ هم دارد بنام قلیاقل و اولین نوشته در وبلاگ شان در ثور 85 13به ثبت رسیده است که الان در استانه ای چهارمین سال حضور شان در دنیای مجازی قرار داریم .
این هم تحلیل زیبای ایشان در باره ای زد بند های اخیر
مدعیان رهبری و حق بر معامله - نویسنده محمد هاشم قیام
جايگاه مردم در معاملات انتخاباتي مدعيان رهبري سیاسی جامعه
با نزديك شدن زمان انتخابات رياست جمهوري بازار معاملات سياسي نيز داغ تر شده و ديده مي شود كه هر روز اخباري در خصوص ائتلاف ها و موضع گيري ها در پروسه انتخابات به نشر مي رسد. شايد بي نفع نباشد تا در اين خصوص چنين پرسشي مطرح گردد كه در اين زد و بندها مردم چه جايگاهي دارند و رهبران سياسي، حق بر معامله را با تصور چه نقشي براي مردم به اجرا در مي آورند؟
از دير زمان كه نظريات نسبت به منبع قدرت تغيير كرده است و اين نظر به ميان آمده كه منبع قدرت مردم مي باشد، حق بر معامله نيز در زمينه هاي سياسي براي مردم بوجود آمده است. بر اساس استفاده از اين حق ديده مي شود كه برخي از رهبران سياسي در زد و بندهاي موجود در جامعه سياسي، از حق معامله خود استفاده كرده و به معاملات سياسي وارد مي شوند.
اساسا مي توان گفت كه يكي از خصيصه هاي بارز جوامع سياسي دموكراتيك و يكي از مظاهر صادق آزادي در اظهار افكار و انديشه هاي سياسي همين است كه فرصت براي معاملات سياسي فراهم مي گردد. همين خصلت باعث مي گردد تا اقليت ها و اكثريت هاي سياسي در جامعه سياسي شكل بگيرند. اين خاصيت در عين زمان بستري را براي فراهم سازي رضايت مردم نيز بوجود مي آورد. زيرا اكثريت ها و اقليت هاي سياسي كوشش مي كنند تا با فراهم ساختن رضايت مردم و جلب آراي بيشترين اعضاي جامعه سياسي به اكثريت سياسي دست يافته و در نتيجه قدرت را بدست بگيرند.
با وصف اعتراف به اينكه در شرايط باز بودن جامعه سياسي حق بر معامله براي رهبران سياسي فراهم مي گردد، اما چيزي كه قابل اهميت است و بايد انديشمندان و تحليلگران و رسانه هاي جمعي نسبت به آن حساسيت نشان داده و آن را به ارزيابي و تحليل بگيرند، اين موضوع است كه نسبت ميان معامله و رضايت مردم و يا به شكل ساده تر نسبت ميان تصميم گيري هاي سياسي رهبران و اعضاي جامعه به ارزيابي و بر رسي گرفته شود.
از آنجاييكه بنا بر ذات دموكراسي، حق بر معامله بايستي با اصل مردمي بودن يا براي مردم بودن همراه و همگام بوده و در ديد رس مردم انجام پذيرد، اين سوال را بايد مطرح كرد كه در زد و بندهاي انتخابات و معاملاتي كه در اين راستا از سوي رهبران سياسي و غالب از آدرس شماري از مردم يا بخش هايي از پيكره جامعه سياسي افغانستان صورت مي گيرد، مردم چه جايگاهي دارند؟ چقدر نسبت به آن رضايت نشان مي دهند؟ و از آن چه نفعي مي برند؟
شايد مهم ترين سوال در افغانستان و در مورد بازيهاي جاري در آن، اين باشد كه آيا رهبران سياسي كه بنام نمايندگي از بخشي از مردم حق بر معامله را استفاده كرده و با گروه ها يا افراد وارد ائتلاف و معامله مي شوند، چه قدر رضايت مردم را به همراه دارند و و در بدل اين رضايت چه چيزي عايد مردم مي شود؟
بدون شك اين سوال در برابر افرادي كه بصورت مستقل و شخصي اقدام به تعامل مي كند، وارد نيست، اما كساني كه به نام نمايندگي از مردم وارد معامله مي شوند و در مقام چينه زني با طرف معامله خود مدعي مي باشند كه از آدرس مردم وارد معامله شده اند، بايد به اين مهم پاسخ دهند كه آيا چنين شخصي براي انجام چنين معامله اي رضايت مردم را حاصل كرده است؟ بدون شك اگر جواب منفي باشد اين سوال بوجود مي آيد كه بر چه مبنا و با چه دليلي اشخاص بخود حق مي دهند كه بنام مردم دست به معامله بزنند؟
به نظر مي رسد مبهم بودن همين بخش از مسئاله به عنوان تفاوت اصلي ميان جوامع سياسي ديگر با افغانستان به شمار مي آيد. در جوامع سياسي دموكراتيك حق بر معامله مبتني بر اطلاع و رضايت آشكار مردم و حد اقل پيروان رهبران سياسي صورت مي گيرد، اما در افغانستان حق بر معامله بصورت يك حق يك جانبه از سوي رهبران اعمال مي گردد و در پايان پروسه و تكميل معامله و دسترسي رهبران سياسي به تعهدات مفيد ناشي از معامله، مردم تنها در جريان قرار داده مي شوند و در برابر عمل انجام شده قرار مي گيرند و جالب اينكه مردم با اين انتظار نيز مقابل مي شوند كه بايستي بدون هيچ پرسشي به خواسته هاي رهبران سياسي خود تن در داده و اوامر آنان را بدون هيچ دليلي و بصورت تعبدي به اجرا در آورند.
بسياري از كارشناسان بر اين باور مي باشند كه ميزان موجوديت يا عدم موجوديت مشورت و رضايت قبلي مردم در تصميم گيري هاي سياسي باعث مي گردد تا رهبران سياسي از مدعيان رهبري سياسي تفكيك شود. رهبران سياسي از آنجاييكه در راس حركت سياسي افراد جامعه و بر مبناي پذيرش حق اصلي تصميم گيري مردم قرار دارند، موضع گيري ها و معاملات خود را بر محور رضايت و پذيرش قبلي مردم عيار مي كنند، اما مدعيان رهبري سياسي، حق تصميم گيري را بخود منحصر ديده و با اعمال آن مردم را دعوت به پذيرش بدون چون و چراي آن مي كنند.
اين تفاوت از آنجا ناشي مي شود كه رهبران سياسي بر خرد افراد جامعه خود باور دارند، اما مدعيان رهبري افراد جامعه خود را خام و ناپخته و غير قابل صلاحيت براي تصميم گيري دانسته و خود را برتر و اصلح پنداشته و مردم را ملزم به قبول محض ديدگاه هاي خود مي دانند.
نتيجه اين دو گونه حركت و تصميم گيري نيز متفاوت است. از صورت اول كه به اساس مشوره و رضايت قبلي مردم استوار است، نفع و سود احتمالي به مردم مي رسد، اما از صورت دوم نفع و سود و امتياز به رهبران سياسي كه به نام مردم تصميم مي گيرند، اختصاص مي يابد.
http://www.quliaqul.blogfa.com/